امسال از همون تابستون که تغییرات کادر مدرسه رخ داد، نگران شدم که نکنه امسال هفته شهدا نداشته باشیم؟! این نگرانی با خبرهایی که از گوشه و کنار می شنیدم تشدید می شد . . .

بالأخره بعد از یک روز که یکی از بچه های اولی بعد از صبحگاه اومد و گفت که آره: «هفته شهدا رفت و چقدر هم زود رفت؛ اما حالا بیایید برای احترام به مقام شهدا یک مسابقه ی ادبی مقاله نویسی برگزار کنیم. . .» (فکر کنم منظورش همون هفته ی دفاع مقدس بود . . .) رفتم پیش آقای [ . . .] و گفتم آقا امسال هفته شهدا داریم یا نه؟!

ایشون گفتند: امسال تصمیمی که گرفته شده اینه که به جای اینکه برای اون چند تا «شهیدِ مفید 1» مراسم بگیریم، «فرهنگ سازی شهدا» کنیم و کاری کنیم که بچه ها با شهدا «بیشتر» آشنا بشن. گفتم مثلاً چه طوری؟! گفتند: مثلاً قراره طی یک اردوی چند روزه بچه ها رو ببریم به مناطق جنگی جنوب و به جای اینکه بخواهیم از «شهدای مفید 1» برای بچه ها بگیم، بچه ها رو با «شهدای مشهور و معروفِ» دفاع مقدس مثل سرداران بزرگ جنگ آشنا کنیم! می دونی چقدر زندگی های با ارزشی داشتند و چه مفاهیم عمیقی رو میشه از زندگیشون برداشت کرد؟  . . .

راستش خیلی ناراحت شدم؛ گفتم: آخه آقا سخته که بچه ها رو با شخصیت های بزرگی مثل شهید همت و شهید چمران و شهید باکری و . . . آشنا کنیم؛ تازه از زندگی این شهدا توی کتابهای درسی و تلویزیون و مطبوعات و . . . به اندازه ای که تلنگری باشه برای اینکه عده ای به خودشون بیان گفته میشه ولی خوبی این شهدا (شصت و چند نفر) اینه که زندگی شون شبیه خودمون بوده و یه قدری ملموس تره؛ بلافاصله حرفم رو قطع کردند و شروع کردند به تشریح ملموس بودن زندگی شهدایی مثل شهید همت و . . .

خلاصه دستگیرم شد که امسال هفته شهدا بی هفته شهدا . . .

حالا شاید بهتر می فهمم معنی «نظر» اون دوستی رو که پارسال در ذیل مطلب هفته شهدا نوشته بودند: «منتظر بمانید تا هفته شهدا برگردد» . . .

اما مطالبی هست که باید بگویم:

نمی دانم این تصمیم که ما (مفید 3) امسال هفته شهدا نداشته باشیم از سوی مسئولین مدرسه ی خودمان اتخاذ شده یا از سوی مسئولین مجتمع و مفید 1 و . . .

اگر این تصمیم نتیجه ی شوراهای مدرسه ی خودمان است که خیلی تعجبی ندارد . . .

(با ضد ارزشهایی که ارزش شده اند و ارزشهایی که در حال نابودی یا حتی انقراض هستند . . . یه چیز بی ربط اما مهم بگم: مدرسه ی ما مثل نظاممون می مونه؛ یعنی اصل و ریشه اش و مسئولین رده بالای اون نقصی ندارن؛ اما امان از زمان اجرای مسئولیت ها . . .)

اما اگر این تصمیم از جانب مسئولین مجتمع یا مفید 1 گرفته شده باید بگویم که مگر شهدا رفته اند شهید شده اند که ما سر اینکه مفید یکی هستند یا مفید سه ای یا . . . دعوا کنیم و هر کی زورش بیشتر شد، تبلیغات و مراسم و تمامی چیزهای مربوط به شهدا منحصراً در اختیار او قرار بگیرند و دیگران حق تصرف در آنها را نداشته باشند؟!

اگر جوابتان مثبت است (که بعید است این طور باشد) بهتر است سری به نظرات خانواده های محترم شهدا که بعد از بازدید از نمایشگاه سال گذشته ی مدرسه ی ما داشتند بزنید که نوشته بودند: (مضمون) «خوشحالیم از اینکه فرهنگ شهادت و ارزش نهادن به مقام والای شهدا به ویژه شهدای مذکور (شصت و چند نفر) در این دبیرستان نوظهور(مفید3) نیز متجلی شده است و امیدواریم این حرکت بزرگ ادامه یافته و هر روز بهتر شود . . .»

یا نظرات دوستان و همرزمان این شهدا را که به عنوان میهمان در مراسم سال قبل تشریف فرمایی کرده بودند که اظهار خوشحالی می کردند از اجرای چنین مراسمی در مدرسه ی ما.

درسته؛ اکثریت قریب به اتفاق مسئولین هفته ی شهدای پارسال مفید 3، مفید یکی بودند (که اگر نبودند جای تعجب داشت) اما خیلی نامردیه که بگویید چون مفید 3 شهید نداده پس حق برگزاری هفته ی شهدا رو هم نداره . . .

به قول یکی از همین شهدا: «شهید گریه کن نمی خواهد، شهید رهرو صادق می خواهد»

شما که روزهایی را با آنها محشور بوده اید و از نعمت رفاقت و مصاحبت با آنها بهره برده اید به جای اینکه ما را؛ (نسل امروزی) که هیچ چیز از جنگ نمی دانیم و درک این مطلب که چرا عده ای که مثل ما پشت همین میز و نیمکتها می نشسته اند و می توانستند به تحصیلشان ادامه داده و به مدارج بالای علمی برسند به یکباره همه چیز را پشت سر قرار داده و جان خود را فداکردند، برایمان سخت یا شاید غیر ممکن شده؛ نسبت به حقانیت راه و هدف آنها و شیوه های رفتاری شان آگاه سازید، حتی از شنیدن چند خاطره یا گوشه ای از زندگینامه شان محروممان می کنید؟

نمی دانم . . .واقعاً علتش را نمی دانم  . . .

اما فقط این را می دانم که تنها کسانی که قادر به انجام این مسئولیت خطیر هستند شما و امثال شمائید و شما در قبال خون شهدا مسئولید . . .

اینها را علی رغم همه ی  دغدغه های درسی یک دانش آموز دوره ی پیش دانشگاهی نوشتم؛ چرا که احساس می کنم دارد تبدیل می شود به یک دغدغه ی همگانی بین بچه ها (با صحبتهایی که بین بچه های حتی دومی و سومی می شنوم).

بقیه اش با شما(همه ی مسئولین مربوطه) . . .

والسّلام